ابراهيم اصلاح عربانى
439
كتاب گيلان ( فارسى )
فصل يازدهم دادگسترى قبل از بحث پيرامون دادگسترى گيلان لازم است به سوابق امر قضا در ايران اشاره شود ، زيرا چنانچه از دادگسترى گيلان بدون توجه به سوابق قضاوت و تحولات آن طى قرون و اعصار و به ويژه در سالهاى اخير بحث شود بسيارى از نكات براى خواننده مبهم و تاريك خواهد بود . سوابق امر قضا در ايران دادگسترى از دو لغت داد و گسترى تركيب يافته ، كلمهء داد همان دات « 1 » است كه در فارسى قديم زمان هخامنشيان وجود داشته و در كتاب « اوستا » به معنى قانون است « 2 » . در كتاب « ارداويرافنامه » كه در زمان اردشير بابكان مؤسس سلسلهء ساسانى نوشته شده ، آمده كه اسكندر شرير با حمله خود به ايران داد ( قانون ) را كه با آب طلا بر روى پوست گاو نوشته شده بود بسوزاند و خردمندان را نابود كرد ؛ قانوندانان و دانشمندان كشور را كشت و ميان بزرگان بذر كينه و نفاق پاشيد . هنگامىكه مردم ايران شاه و حكام و قانوندانان را از دست دادند اغتشاش آنان را به جدائى افكند و ايمان خود را از دست دادند . تصدى امر قضا در زمان هخامنشيان به عهدهء مغان ( موبد ) و پيشوايان مذهبى و زرتشتى بود يعنى صدور حكم در محاكمات با مغان بوده است . نظارت بر امر قضا در اين عهد زير نظر شاه و تحت نفوذ وى بود و شاه عمل قضاوت را به يكى از دانشمندان سالخورده واگذار مىكرد . سمت او
--> ( 1 ) . سير قانون و دادگسترى در ايران ، مرتضى راوندى ، نشر چشمه ، تهران 1368 ، صفحهء 1 . ( 2 ) . لغتنامه دهخدا ، شمارهء مسلسل 68 ، صفحهء 14 ، 15 .